تبليغاتX
زوپیر سردار سپاه جاوید - فرزند ایران

زوپیر سردار سپاه جاوید

تاریخ دلاوری های سرداران و سربازان ایران زمین

فرزند ایران

فریاد کودکانه ای چشمها را سوی خود فراخواند.
همان کودک گریزپای تیگرا بود که دشنه ای دور سر میچرخاند و به میان میدان میدوید.
فریادهایش خوشه های خشم را سرازیر دشمنان میکرد .
داریوش شاه فریاد کرد : بهترین پیشکش برای هرکه اورا بیارد .
سه سوار چالاک از سراشیبی به میانه میدان تاختند.
تازیانه ها بر گرده اسبها فرو می آمد و فریادهای کودکانه اش با گریه و خشم در هم آمیخته بود.
همه کودک را مینگریستند و من داریوش شاه را که
که چشمهایش را بسته ودستهایش را سوی آسمان گرفته بود.
کمانداران پیکان های کینه در چله کمان نهاده در کمین تیررس شدن کودک بودند.
آه که زمان به سختی و تنگی میگذرد.
تیری به پرواز درآمد !
فریاد کودک به یک چشم برهم زدن خاموش شد .
سوار پیکر نازک کودک را بر دست نهاد و بازگشت آه از نهاد سپاهیان برخاست.
و چشمهای شاه انشان تر شد .
همه چشمها به دستهای داریوش شاه نشانه رفته بود و جانها تشنه فرمان ...
شاه انشان نمیخواست در خشم فرمان یورش دهد.
لختی درنگ کرد و چشمهایش را بست.
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 10:43  توسط زوپیر آریا  |