تبليغاتX
زوپیر سردار سپاه جاوید - شهر در آتش

زوپیر سردار سپاه جاوید

تاریخ دلاوری های سرداران و سربازان ایران زمین

شهر در آتش

نيمه شب است و هما در ميان آتش بال و پر ميزند

فريادهاي سربازان و صداي ارابه ها گوش را مي آزارد
دود و آتش شهر را تيره و تار كرده
مردان كشته بر زمين كودكان آواره و زنان نالان
سربازان دلاور تا دم مرگ شمشير ميزنند و تير و پيكان چون باران بلا ميبارد
دشمن از هر سو به شهر ميتازد
من سراسيمه به هر سو ميدوم كسي به فرمان من نيست
چكاچاك شمشير ها گوشها را پر كرده
كاخ شاهي نشان بزرگي ايرانيان در ميان آتش ميسوزد
و فرياد دشمن مست چون نواي بوف دل را به هراس مي اندازد
چه شب شومي
در ميان خاكستر ها به دنبال چه ميگردم؟

با همه توان فرياد زدم : منم زوپير . . . كه را ياراي جنگ است ؟ دژخيم !

خواب آلود شمشير بدست به ميانه خيابان دويدم
همسرم دست بر شانه ام نهاد . چه آشفته خوابي بود
و پيك شب صدا زد : شهر آرام وآسوده است ؛

اهورا مزدا مرا دريابد...

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 10:49  توسط زوپیر آریا  |